سفارش تبلیغ
صبا ویژن
دروغ نگفتم و دروغ نشنودم ، و گمراه نشدم و کسى را گمراه ننمودم . [نهج البلاغه]

مجله جوک سرا

جملات خنده دار و جدید در کنار شما عزیزان هستیم ما را همراهی کنید تا با خواندن این طنز نوشته ها حال خوبتان را با ما سهیم باشید.جوک

یه عدد بین 10 تا 20 انتخاب کن

اون عدد رو با 32 جمع کن

حاصل رو ضرب در 2 کن

حاصل رو منهای 1 کن

حالا چشماتو 5 ثانیه ببند.

.

.

.

همه جا تاریک شد. درسته؟

اینو خودم درس کردم

ما اینیم دیگه!

 

*****،،،،،،♥♥،،،،،،*****

 

امروز 50 متر دنبال تاکسی دویدم.بعد راننده نگه داشت.

گفت میخوای سوار بشی ؟؟

.

.

.

گفتم نه داداش فقط میخواستم بگم که سفر خوشی رو برات آرزو کنم

 

*****،،،،،،♥♥،،،،،،*****

 

کاشکی مثل این فیلما یه دختر پولدار عاشقم بشه

.

.

.

.

بعد باباش بیاد بگه 200 میلیون بهت میدم از زندگی دخترم برو بیرون

منم با قلبی شکسته قبول کنم

 

*****،،،،،،♥♥،،،،،،*****

 

عاغاااا

یه رفیق دارم خونشون روبروی تالاره

هر شب میره وسط مجلس میرقصه

خونواده داماد فکر میکنن فامیل عروسه

خونواده عروس فکر میکنن فامیل داماده

.

.

.

دو تا پنجاهی شاباش میگیره

شامشم میخوره میاد خونه

آماده میشه برا شب بعد

ماهی 3 ملیون درامد

هی بگید کار نیست

 

*****،،،،،،♥♥،،،،،،*****ا

 

یه سلامی هم بکنیم به پول

.

.

سلام چرکو

مارو نمیبینی خوشحالی؟؟؟

خاک تو سرت

 

*****،،،،،،♥♥،،،،،،*****

 

زن از شوهرش میپرسه:

از چیه من خوشت میاد، صورت زیبا یا هیکل متناسبم؟

.

.

.

شوهره یه نکاهی به سرتا پاش میکنه و میگه:

از اعتماد به نفست

 




سمانه ::: سه شنبه 98/4/25::: ساعت 9:52 عصر

جوک و لطیفه ها که در ادامه این مطلب می خوانید، همان استاتوس های هایی هستند که بارها و بارها در شبکه های اجتماعی به خصوص تلگرام دست به دست می چرخد،در ادامه این مطلب ما را همراهی کنید تا با سری جدید طنز نوشته های این سایت لحظاتی شاد و پر از خنده را تجربه کنید.جوک

تو کوچه موتوریه اومد دختره رو اذیت کنه

.

.

دویدم رفتم کمک فرار کرد پسره

یکم آب دادم دختره خورد حالش که جا اومد گفت شما پسرا همتون آشغالین، و رفت

 

*****************

 

دختره رفته قصابی گفته :آقا جگر دارید ؟

قصاب گفته جگر سفید یا سیاه؟

.

.

.

دختره گفته رنگای دیگه کی میارید ؟

میگن قصاب پشم گوسفند و انداخته رو خودش فقط میگه بع بع...

 

*****************

 

دیشب برق رفت، بابام گفت پاشو یه شمع روشن کن

گفتم نمیخواد وجودت خودش نوره،

.

.

.

یهو دیدم یه دمپایی پرت کرد طرفم و گفت؛ لایک، خوشم اومد

 

*****************

 

مرد با کنایه به زن گفت چرا زنها ،

در هر کاری کمتر از مردها موفق می شوند

زن در جواب گفت برای اینکه خانم ها ،

خودشان زن ندارند تا در کارها کمکشان کند

اخه چرا با این موجودات حاضر جواب بحث میکنید

 

*****************

 

یه بارم بابام کنتور گاز رو دستکاری کرد،

.

.

.

روزی 1300 تومن اداره گاز باید به ما پول میداد

 

*****************

 

‏یارو از مغازه م?اد ب?رون غش غش م?خنده

م?گن:چ? شده؟

‏م?گه:رفتم مغازه اسگلشون کردم

‏میگن:چی کار کردی…؟

‏میگه:پول دادم ه?چ? نخر?دم

 

*****************

 

امروز یه پشه یه ربع بی حرکت

نشسته بود رو میز ناهار خوری

منم سریع زدم لهش کردم!!

بعد از چن دقیقه یه پشه دیگه اومد بالا سرم گفت:

بی وجدان اون معلول بوود

لامصب داغون شدم با حرفش

 

*****************

 

پسرها بعد 10 دقیقه به تفاهم میرسند که روز جمعه برای تفریح کجا برن

.

.

.

دخترها بعد 4 ساعت بحث ،تفریحشون لغو میشه چون الهه به نسترن گفت :خرس

 




سمانه ::: سه شنبه 98/4/25::: ساعت 9:50 عصر

>> بازدیدهای وبلاگ <<
بازدید امروز: 13


بازدید دیروز: 14


کل بازدید :2254
 
 >>اوقات شرعی <<
 
>> درباره خودم<<
 
>>فهرست موضوعی یادداشت ها<<<
 
>>آرشیو شده ها<<
 
>>لینک دوستان<<
 
>>اشتراک در خبرنامه<<
 
 
>>طراح قالب<<